سخنرانی دکتر حری در دومین مجمع عمومی انجمن کتابداران خوزستان(بخش پایانی)
اکنون این سوال مطرح می شود که منظور از مدیریت دانش در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی چیست؟ مدیریت دانش، اصطلاحا متعلق به کتابداری نیست. از رشته های دیگر به خصوص رشته مدیریت سازمانی به رشته ما آمده است. مدیریت دانش در آن معنا یعنی مدیریت بر دانش نیروی انسانی سازمان تلقی می شود. حتما با اصطلاح دانش عیان و نهان برخورد داشته اید. دانش نهان آن چیزی است که در ذهن ما هست ولی هیچ بازنمودی پیدا نکرده به تبدیل به نوشته شده و یک مهارت انجام کار. ولی همیشه همراه ماست.هدف مدیریت دانش درآن معنا حفظ مهارتهای موجود نیروی انسانی در یک سازمان، از آنها استفاده کنیم و از مهارتها و دانش نظری و فنی آنها برای بهینه سازی کار بهره بگیریم. اما رشته ما گفت دانش می تواند به شکل دیگری هم رقم بخورد. دانش عیان، یعنی دانشی که بازنمود ذهن تولید کنندگان خود آن آثار است که در واقع این کار ماست. مجموعه سازی در کتابخانه ها یعنی گردآوری دانش افراد مختلف که در یکجا جمع شده است. در رشته ما دانشی حضور دارد که کمتر به آن عنایت می شود و آن دانش کاربران است. ما نیروهای مناسب را اخذ می کنیم، برایشان دوره های کوتاه مدت برگزار می کنیم و دانش آنها را با هدفهای سازمانی خودمان منطبق می کنیم یا وظیفه ای که قرار است انجام دهد. تمام دانشجویانی که فارغ التحصیل می شوند عامه گر هستند. شما وقتی وارد یک سازمان می شوید برای اینکه با آن سازمان خاص و نحوه فعالیتهایش و چگونگی نیازهایش آشنا شوید راهی ندارید جز اینکه یک کارگاه یا دوره ای بگذرانید و هیچ نباید از اینکه باید این دوره را بگذرانید نباید دلخور شوید. اگر این کارگاه درست تنظیم شده باشد مفاهیم نظری را که آموخته اید عملیاتی می کند. پس در دانش نیروی انسانی دستکاری می شود. این ذهن کنترل می شود و همان مسیری را می رود که تابع اهداف سازمان است و انحرافی در آن پیدا نشود و چنددستگی به وجود نیاید. سعی در حفظ افرادی داشته باشید که برایشان سرمایه گذاری کرده اید. به واسطه عشق و علاقه مدیر اورا عوض نکنید. مدیریت مجموعه چگونه صورت می گیرد؟ ما دانش عیان را دستکاری می کنیم. ما کتابداران مولدان دانش هستیم. کتابداران خودشان تولید کننده دانش هستند. کتابداران ساختار شکنی می کنند. آنها بدون اینکه به فیزیک کتاب دست بزنند هر پاره اطلاعاتی کتاب را با یک نماد موضوعی قابل دسترسی می سازید. یعنی به منابع هویت داده اید و با یک نماد واحد دسترسی به دانش و اطلاعات را میسر ساخته اید. این ساختار شکنی، دستکاری در نظام دانشی مجموعه است. سعی می کنید که نمادها را یکپارچه به کار ببرید. منابع را حفظ می کنید.امنیت آنها را حفظ می کنید و نیز وضع فیزیکی و ظاهری آنها را نیز حفظ می کنید. در نهایت توسعه که اساس هر نظامی است که با روزآمد نگه داشتن مجموعه چرخه حیات آن را حفظ می کنید. اما نکته مهم دیگر، وجه سوم است. ضلع دیگر مثلث است و آن کاربران هستند. ما چطور می توانیم دانش کاربران کتابخانه را کنترل کنیم؟ ما دو نوع دانش نهان داریم. ما مجموعه و پرسنل کتابخانه و نیز کاربران را در اختیار داریم. دانش نهان متعلق به کتابدار و کاربر است. دانش عیان هم مجموعه کتابخانه است. از دید معرفت شناسی، دانش کتابدار دانشی کارکردی است. وی فراگرفته چگونه برای بهینه سازی منابع دانش خود را به کار بگیرد. دانش کاربر در عین حالیکه دانش نهان است دانش کاربستی است. وی می آموزد که چگونه از اطلاعات استفاده کند. در جاهای دیگر از پدیده تحت عنوان Personal knowledge management شهرت دارد. یک فرد هم دانش خود را راهبری می کند. نکته اساسی این است که در کتابخانه مدیریت دانش سه گانه کتابخانه چگونه بر دانش کاربستی کاربران مدیریت می کند؟ کتابخانه آموزش چگونگی بهره گیری از کتابخانه را برعهده دارد. وقتی به کاربر می آموزید که چگونه می تواند از ابزارهای کتابخانه استفاده کند در واقع پیشداشته های وی را دستکاری می کنید. هر نوع آموزشی برای رویارویی با یک پدیده به منزله دستکاری در دانش استفاده کننده است. مسیر استفاده از منابع را به وی نشان می دهید. حتی این امر در چگونگی استفاده از موتورهای کاوش صادق است. ما زبان سیستم را به زبان کاربر تبدیل می کنیم. در بسیاری از مواقع تلاش می کنیم که زبان کاربر را به زبان سیستم نزدیک کنیم. در کتابخانه های غرب، سرعنوانهای موضوعی روی تمام برگه های برگه دان وجود داشت. به خاطر اینکه می خواستند به کاربر بگویند که اگر تو میخواهی از این برگه دان به درستی استفاده کنی این زبان سیستم کتابخانه است. پس در دانش کاربر دستکاری کرده ایم برای اینکه با سیستمی که قرار است از آن بهره گیری کند بهتر ارتباط برقرار نماید. ما فضای دلپذیر در کتابخانه فراهم می کنیم. بحث این است که باید روی خوش به کاربر نشان دهیم، با او دوستانه رفتار کنیم، لحنمان اهانت آمیز نباشد که همه اینها به این معناست که ما درصدد حفظ ارتباط کاربر با کتابخانه هستیم و قصد نداریم که او را از دست بدهیم. تلاش کتابخانه این است که همواره کاربران خود را زیاد کند و رضایت آنها را از کتابخانه بالا ببرد. تمام این فعالیتها در جهت مدیریت کاربران است. بنابراین باید به خاطر داشته باشیم که ضلع سوم مدیریت دانش در کتابداری، کاربران هستند که با نبود آنها این مثلث بی معناست. آنچه با کاربر انجام می شود احسان نیست. این کار بخشی از حرکت مدیرانه دانش به معنای واقعی در رشته ماست. اگر اینگونه بیندیشیم هرگز مجموعه یا کارکنان یا کاربران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و هر سه در مدیریت دانش مدنظر به طور مساوی قرار می دهیم. مثلث هرگز با یک یا دو ضلع، کامل نمی شود.